فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
61
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
در اين نواحى به فروش مىرسانند . براى اين كار سرمايهاى اندك به كار مىاندازند كه هرروز رو به نقصان است زيرا فرمانده دژ سعى دارد كه تمامى سود تجارت هرمز را به خود اختصاص دهد و چون حاكمى مطلق العنان است كه بر همگان تسلط مادى و معنوى دارد هيچكس به خود جرأت نمىدهد كه چيزى را از وى دريغ دارد . با اينهمه هيچ پرتغاليى نيست كه تعدادى اسب براى به خدمت گرفتن در وضعيتهاى جنگى نداشته باشد . همهء آنها تعدادى برده - زن و مرد - نگاه مىدارند . زنان و دخترانشان جز براى اداى نماز در كليسا - آن هم در ساعات اوليهء روز - از خانه بيرون نمىآيند و عصر هنگام بيشتر اوقات در پناه ديوارهاى چوبين « 61 » خانههاى خود واقع در نزديكى ميدان چوگانبازى به تفريح و قدمزدن مىپردازند . لباس اين زنها مشابه زنان پرتغالى هند است . آنان كه در هرمززاده و بزرگ شدهاند ، بسبب مكالمه با زنان محلى ، از نوجوانى به زبان فارسى تكلم مىكنند . مردها نيز مانند پرتغاليهاى هند لباس مىپوشند اما رنگ لباس اينان سپيدتر است . زيرا علاوه بر آنكه بسيارى از آنان با زنان محلى ازدواج كردهاند جزيرهء هرمز بقدرى آفتابى است كه چهرهء پرتغاليان را نيز تيره مىكند . حسب القاعده ، جزيرهء هرمز كه در بيست و شش درجه و چهار دقيقه عرض جغرافيائى ، و در جهت قطب شمال قرار گرفته است ، از لحاظ اقليمى نبايد حرارت آفتابش زياد و مردمش همچون مردم گوآ كه در عرض كمتر از سيزده درجه قرار دارد آفتاب سوخته باشند . پيش از اين به وجود نوعى سنگ پا در سواحل اين جزيره اشاره كرديم . اينك بىمناسبت نيست كه بگوئيم اين سنگها چگونه و از كجا پديد آمدهاند . سفير بمحض مشاهدهء اين سنگها حدس زد كه كوهى كه پيش از اين چندبار بدان اشاره كردهايم مىبايد درگذشته آتشفشانى كرده باشد - وجود زمينهاى شورهزار و كوه پوشيده از
--> ( 61 ) Palanque : ديوارى كه از تنههاى درخت بوجود آمده باشد . - م .